تبليغاتX
الهه ی شرقی
آقايان متفكر ........ یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 20:39
سلام دوستان

خوبين؟

خب خدا رو شكر 

امروز بازم  مثل قبل براتون يه مطلب جالب ميذارم.البته اگه به نظرتون جالب باشه.من كه خيلي خوشم اومد.اميدوارم شما هم خوشتون بياد. از نظراتتونم خيلي ممنونم.

ببخشيد اگه فونتش يه ذره درشته نتونستم از اين كوچيكترش كنم.

*********************************************************************

 

 

اقايان متفکر


تا حالا اقايی رو ديدين در حال فکر کردن باشه ؟ ؟؟؟من که هر وقت ديدم اين قدر خنديديم که انگار خنده دار ترين جک دنيا را برام گفتن.
بعضی از اقايون وقتی فکر ميکنن با سبيلهاشون ور ميرن و اونها را ميکنن طوری که وقتی فکرشون تموم شد و خواستن راه برن ميبينن تعادلشون به هم ميخوره .


بعضی از اقايون وقتی می خوان فکر کنن دستشون رو ميگيرن به دو طرف صورتشون وهی دستاشون رو بالا پايين ميکنن مثل اين که دارن صورتشونو ميشورن طوريکه وقتی فکرشون تموم ميشه صورتشون پوست انداخته وبايد ۱۰۰۰۰ تا پماد خرجش کنن.


بعضی از اقايون وقتی فکر ميکنن تا منتها اليه انگشتانشان را داخل بينی فرو کرده و ميچرخانند طوری که اشغالهای بينی که سهله؛مايه ی برون مغزی و درون مغزی هم مياد بيرون.


بعضی از اقايون وقتی فکر ميکنن بدنشان به خارش ميافتد از نوک انگشتان پا تا فرق سرشان که شپشها کيلو کيلو از ان ميپرند بيرون.خلاصه اينکه کوره های روی پوستشون کنده ميشن.



خلاصه اقايون با فکر کردناشون کارای خنده دار ديگه ای هم هست که انجام ميدن اما چون ميترسم روده تون از خنده بترکه فعلآ نميگم .



فوايد فکری در اقايان:به پوست اندازی ونظافتشان کمک ميکند. در روحيه و اخلاقشان بسيار موثر است باعث ساکت شدن انها ميشود برای اصلاح صورتشان مفيد است.



نتيجه گيری اخلاقی:هر وقت احساس کرديد مردی احتياج به نظافت عمومی دارد به او سوژه ای برای فکر کردن بدهيد.


استدلال ثابت شده اين قضيه:
اقايان زياد فکر ميکنن اما هيچ وقت نتيجه نمي گيرند از فکرشان .
اقايان حرف زياد ميزنند ولی اهل عمل نيستند هيچ کدامشان.


منبع : سايت مارشال مدرن

 

اميدوارم به آقايون بر نخورده باشه. سعي مي كنم دفعه ي بعد يه مطلب راجع به دخترا پيدا كنم.


نوشته شده توسط آهو | موضوع: | لینک ثابت |
حمايت از موجودي مظلوم و ضعيف به نام سوسك........... پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 21:42
سلام بچه ها خوبین؟

این مطلب که برام میل شده بود به نظرم جالب اومد و براتون گذاشتم.

امیدوارم خوشتون بیاد.

 

*************************************************************

 

 

- و ا ا ا ا ا ا ا ی!هوشنگ!سوسک....

- نگران نباش عزیزم اومدم.

چق!(صدای برخورد جسم سنگین)

سکوت..........................

 

همانطور که در بالا مشاهده کردید یکی از مظلوم ترین موجودات زنده از ابتدای تاریخ حیات تا به امروز بر اثر کوته فکری عده ای در آتش غیرت و نا بخردی سوخت و جان به جان آفرین تسلیم کرد...بله سوسک.موجودی که حتی شنیدن نام آن هم باعث چندش میشود.اما واقعاً چرا؟به کدامین گناه؟آیا تا کنون با خود فکر کرده اید که چرا وقتی یک سوسک را مشاهده میکنید سریعاً تمام قوای درونی و بیرونی خود را جهت کشتن این عزیز دوست داشتنی بسیج میکنید؟آیا تا به حال این احساس را داشته اید که تمام دنیا برای کشتن شما مجهز شده اند؟ آیا .....؟

 

من نیز در ابتدا جزو کسانی بودم که با دیدن یک سوسک تمامی تلاش خود را جهت سقط کردن این موجود مقدس به کار میبردم اما با کمی تفکر درباره این عمل نادرست خود عمیقاً به خبط و خطای خود پی بردم و قلباً به مقدس بودن سوسک ایمان آوردم که در زیر برخی از آنها را ذکر میکنم.باشد که از امروز شاهد ظلم و ستم کمتری نسبت به سوسک ها باشیم.( منظور نویسنده ی این مطلب )

 

1-یک انسان در بهترین حالت میتواند 2 تا پا داشته باشد حال آنکه یک سوسک در حالت عادی دارای 6 تا پا میباشد و وقتی این نکته را با ضرب المثل "هر که بامش بیش برفش بیش"مجاورت میدهیم به نتیجه زیر میرسیم:هر چه که تعداد پا ها بیشتر باشد,تقدس بیشتر میشود!

 

2-در ادبیات فارسی ما از دیر باز تاکنون صفت "بال " و "پر پرواز" نشان دهنده بزرگی و آزاده بودن است و نیز در کتب از ویژگی فرشته ها ی خداوند داشتن بال ذکر شده است.همه شما باید تا به امروز به وجود دو عدد بال که در پشت یک سوسک وجود دارد پی برده باشید حال این بالها اگر دلیل بر فرشته خو بودن این جانور نباشد پس دلیل بر چیست؟

 

3-تا به حال کدام سوسک را دیدید که بمب اتم بسازد؟کدام سوسک را مشاهده کردید که جنگ جهانی به وجود بیاورد؟کدام سوسک تروریست میشود؟کدام سوسک آدم میکشد؟ بله مسلماً جواب منفی است.

 چنین موجودی را که تا به حال آزارش حتی به یک بچه هم نرسیده مجازات میکنیم  حال آنکه امروز کشته شدن آدمها توسط انسان های دیگر برای امثال اسراییل (!) تبدیل به امری عادی شده است!

 

4-شما اگر در بهترین قصر و با بهترین امکانات رفاهی زندگی کنید باز هم حوصله تان سر میرود و خواهان هوای تازه و گشت و گذار هستید.اکنون به سوسک های مظلوم نگاه کنید که از این دنیای پر از زیباییها ,بدترین و آلوده ترین مکان آن را به خود اختصاص داده اند(البته به اجبار-برای توضیح بیشتر به مورد 5 مراجعه کنید) و اگر روزی یک سوسک دلش هوای تازه خواست و به سطح زمین آمد به خاطر این روحیه طبیعت دوستی باید مجازات شود؟

 

5- همه شما اعتقاد دارید که سوسک ها موجودات کثیفی هستند چون در جاهایی کثیف مثل چاه های فاضلاب زندگی می کنند.اما توجه شما را به چند نکته جلب میکنم.

الف:این چا ههای فاضلاب به دلیل وجود انسانها به وجود امده!موجودی که چیز های زیبا و خوشمزه از طبیعت گرفته و آنها را به چیز های زشت و بد ترکیب و بد بو تبدیل کرده و به طبیعت پس میدهد .پس دقت شود که علت به وجود آمدن فاضلاب ما انسانها هستیم!

ب:به نظر شما چرا سوسک ها در چاه های فاضلاب زندگی میکنند؟به دلیل اینکه آنجا تنها جایی است که می توانند از دست آزار و اذیت ما انسان های درنده خو راحت باشند...

آیا ما انسان ها تا کنون تلاش کرده ایم که سوسک ها را در کنار خودمان و در محیط های تمیزی اسکان دهیم؟ آیا اصلاً برای آنها حق حیات قائل هستیم؟پرسش این سئوال را میتوانید در تعدد وجود سوسک کش ها جستجو کنید!!!

 

6-همه ما میدانیم که در بدنمان خون است.خون ماده ای است که در همه ادیان و آیین ها نجس و ناپسند شمرده شده است اما در بدن یک سوسک مایعی زرد مایل به سفید است به نام  ماده زرد! که در هیچ جا کثیف بودن و نجس بودن آن اثبات نشده است حال آنکه خون ما منبع بیماری های مهلکی به نام ایدز-هپاتیت و ... است.اکنون دقت کنید که ما آدمها از دیدن خون احساس بدی پیدا نمیکنیم اما از دیدن ماده زرد رنگ احساس تهوع به ما دست میدهد.به نظر شما این نشان دهنده تفکر ناقص ما نمی باشد؟

 

7-در ادبیات محاوره ما به وسائل ظریف و نرم اصطلاح زیبا را نسبت میدهند حال به سوسک که بدنی بسیار نرم و ظریف دارد به طوریکه حتی با یک دمپایی هم فیزیک آن به هم میخورد نسبت زیبا را نمیدهیم بلکه حتی آنقدر گستاخیم که یک سوسک را موجودی زشت خطاب میکنیم؟!؟!؟

 

ختم سخن آنکه سرچشمه دشمنی ما با سوسک ها برمیگیردد به تصور و تفکر نادرست ما درواقع این سوسک ها هستندکه به ناحق قربانی احساسات خیال پردازانه ی ما شده اند.!

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط آهو | موضوع: | لینک ثابت |
روش های ترک سیگار ( جالب ) سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 19:30

 

روشهاي ترك سيگار

 

 

خبرنگار :لطفا بفرماييد چگونه توانستيد همسرتان را به ترك سيگار وادار كنيد؟

 

- همون خانومه: من بعد از خوندن صحبتهاي معاون سلامت تصميم به وادار كردن شوهرم به ترك سيگار گرفتم و بسرعت برگه اي برداشتم و مطالب زير رو در اون نوشتم و به در يخچال چسبوندم.

 

از امروز تصميم گرفتم تو رو به ترك سيگار وادار كنم و به همين خاطر قوانين زير از همين الآن در خانه لازم الاجرا مي باشد:


- قانون شماره 1: هر روزي كه لباسهات بوي سيگار بده به يكي از مجازاتهاي زير (البته به انتخاب خودت) محكوم مي شوي:
1- شستن ظرفهاي ناهار و شام
2- خوردن هفت هشت ضربه ملاقه به سرت
3- دعوت مامانم اينا و داداشم اينا براي صرف ناهار(كه به احتمال 99 درصد براي صرف شام هم مي مونند!)
تبصره: البته مورد شماره 1 انحرافيه و نمي توني اون رو انتخاب كني، چون تو اين كار رو نه به عنوان مجازات بلكه به اين خاطر كه وظيفه ات است هر روز انجام مي دي!!

 


- قانون شماره 2: اگه توي جيبت كبريت يا سيگار پيدا كنم، يكي از چهار عمل زير رو باز هم به انتخاب خودت عملي مي كنم:
1- قهر مي كنم مي رم خونه مامانم اينا و بعد ده روز و پس از يه عالمه منت كشي برمي گردم خونه.
2- يك گردنبند، دستبند، النگو و يا يك مورد مشابه اينا به انتخاب خودم بايد برام بخري!!
3- خودت بگو با ملاقه بزنم يا كفگير؟!
4- با همون كبريت و به كمك مقداري مواد آتش زا در هر دو دقيقه تنبيهت مي كنم.
تبصره: خودت مي دوني من از اين سوسول بازيها خوشم نمي آد پس گزينه اول منتفيه، ديگه هم حوصله زدن با ملاقه تو سرت رو ندارم، چون همه ملاقه ها و كفگيرام كج و كنجول شدن و ديگه حيفم مي آد وسايل آشپزخونه رو خراب كنم، گزينه آخري هم وجداني خيلي خشونت داره و به علت اين كه بچه مون هفت سالشه و ديدن اين صحنه ها براي بچه هاي زير 12 سال مناسب نيست اين گزينه رو هم نمي توني انتخاب كني، پس فقط مي مونه گزينه دوم ...!!

 


- قانون شماره 3: در صورتي كه يقين حاصل كنم سيگار رو ترك كردي، مي توني يكي از موارد زير رو به عنوان جايزه انتخاب كني:
1- به مدت 24 ساعت از شستن ظرف، لباس و... هرگونه انجام كار در خانه معاف باشي.
2- به عنوان تلافي اين چند سال و چند هزار ضربه ملاقه، تو هم يك بار با ملاقه بزني تو سرم!
تبصره: گزينه اول الكيه و نمي توني انتخابش كني، چون مي ترسم بد عادت بشي و تنبل و تن پرور بار بيآي!!
اگه هم جرأت داري گزينه دوم رو انتخاب كن!!
"با تشكر، همسر مهربان و دلسوزت!!"

 

 
- خبرنگار : خوب بعد چه اتفاقي افتاد؟


- بازم همون خانومه: شوهرم بعد يك هفته به اين نتيجه رسيد به نفعشه سيگار رو ترك كنه!


اِ اِ.. آقا شما هم كه بوي سيگار مي دي... شماره خونه تون رو بده يه تماسي با خانومت بگيرم و يه كم راهنمايي اش كنم!!
٭ گفتني است، پس از انجام اين گزارش اين خبرنگار هر روز با سري بانداژ شده در سر كار حاضر مي شود و اين روزها هم كلي چك برگشت خورده دارد، البته در عوض ديگه سيگار كشيدن رو ترك كرده!!

 
٭٭ يك كلمه حرف جدي: جالبه بدونيد طي اين چند دقيقه اي كه شما اين مطلب رو مي خونديد 2 نفر در كشورمون به خاطر مصرف سيگار و عوارضش فوت كردند... چون بنا به گفته معاون سلامت وزارت بهداشت متأسفانه و نيم، يك ايراني بر اثر مصرف سيگار و عوارضش فوت مي كند
.

نوشته شده توسط آهو | موضوع: | لینک ثابت |
نارضایتی ها ...... چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 12:15

 

نارضايتي ها مانند برآمدگي هاي جاده هستند ، آنها سرعت تو را کمي کم مي کنند اما تو بعد از آن از جاده صاف بيشتر لذت مي بري ، روي برآمدگي ها زياد نمان ، حرکت کن ! وقتي از اينکه آنچه را مي خواستي به دست نياوردي افسرده اي ، محکم بنشين و شاد باش ، چون خداوند در فکر دادن چيز بهتري به تو مي باشد ....

 

 

 

 

نظر یادتون نره

ممنون 

نوشته شده توسط آهو | موضوع: | لینک ثابت |
اولین بد آموزیه حرکت زیدان سه شنبه دهم مرداد 1385 21:19
سلام به تمام عزیزان

حتما دیدید که زیدان تو فیناله جام جهانی چه جوری ماتراتزی و زد. حالا ببینید این حرکت چه بد آموزی ای داشته.

 

 

میگن ماتراتزی به زیدان گفته این علی دایی که میگن شما هستیییین؟

خب بیچاره حق داشته بزنتش دیگه.نه؟

 

 

نوشته شده توسط آهو | موضوع: | لینک ثابت |
نامه ای به خدا...... دوشنبه نهم مرداد 1385 19:54

نامه ای به خدا

 

یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نا مه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا !
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود :
خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد.دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم.یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم.تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن...

 کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد.نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند.در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند...

همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت.تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسیدکه روی آن نوشته شده بود: نامه ای به خدا !

همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:
خدای عزیزم. چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم . با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده وروز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی...

البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند

...!!! 

 

 

 

 

 

 نظر یادتون نره!

ممنون

 

 

نوشته شده توسط آهو | موضوع: | لینک ثابت |
جمعه ششم مرداد 1385 14:44
سلام بچه ها

خوبین که به لطف خدا ؟

امروز یه چیز خیلی جالب براتون گذاشتم.

پلاکاردهای پارچه ای رو برای تبریک یا تسلیت دیده بودیم.ولی دیگه این جوریشو ندیده بودیم که حالا دیدیم .

 

منبع: سایت مارشال مدرن

امیدوارم خوشتون اومده باشه

 

نظر یادتون نرهههه

نوشته شده توسط آهو | موضوع: | لینک ثابت |
تبریک....... چهارشنبه چهارم مرداد 1385 21:19
سلام دوستان

خوبين ؟ دماغتون چاغه ؟ كيفتون كوكه ؟

خب خدا رو شكر .ما كه بخيل نيستيم.اميدوارم هميشه حالتون خوب باشه و شاد و پيروز باشيد.

من امشب فقط بخاطر اين on شدم كه ميلاد امام محمد باقر رو بهتون تبريك بگم.

اميدوارم كه ما تونسته باشيم پيروان خوبي براي امامانمون باشيم.

 

در ضمن از نظرات پر مهر و محبتتونم ممنون

نوشته شده توسط آهو | موضوع: | لینک ثابت |
اگر کسی رو دوست داری........... سه شنبه سوم مرداد 1385 14:22

 

 

اگر كسي را دوست داري؟

 

شكسپير : اگر كسي را دوست داري رهايش كن سوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده  
 
دانشجوي زيست شناسي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... او تكامل خواهد يافت  
 
دانشجوي آمار : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زياد است و اگر نه احتمال ايجاد يك رابطه مجدد غير ممكن است  
 
دانشجوي فيزيك : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه يا اصطكاك بيشتر از انرژي بوده و يا زاويه برخورد ميان دو شيء با زاويه صحيح هماهنگ نبوده است  
 
دانشجوي حسابداري : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، رسيد انبار صادر كن و اگر نه ، برايش اعلاميه بدهكار بفرست  
 
دانشجوي رياضي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1+1 عمل كرده و اگر نه در عدد صفر ضربش كن 
 
دانشجوي كامپيوتر : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، از دستور كپي - پيست استفاده كن و اگر نه بهتر است كه ديليت اش كني 
 
دانشجوي خوشبين : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن... نگران نباش بر مي گردد  
 
دانشجوي عجول : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر در مدت زماني معين بر نگشت فراموشش كن  
 
دانشجوي شكاك : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، از او بپرس " چرا " ؟ 
 
دانشجوي صبور : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد  
 
دانشجوي شوخ طبع : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهايش كن ، اين كار را مرتب تكرار كن

 

 

نظر یادتون نره

ممنون  

 

نوشته شده توسط آهو | موضوع: | لینک ثابت |
کاش.......... یکشنبه یکم مرداد 1385 21:35
 

كاش آسمان حرف كوير را مي فهميد و يا اشك خود را نثار گونه هاي خشك او مي كرد .

كاش واژه حقيقت آن قدر با لبها صميمي بود كه براي بيانش نيازي به شهامت نبود .

كاش دلها آنقدر خالص بود كه دعاها قبل از پايين آمدن دست مستجاب مي شد .

كاش شمع عشق را در سوختن پروانه مي ديد او را باور مي كرد

و

اي كاش مرگ معني عاطفه را درك مي كرد.

 

 

 

نوشته شده توسط آهو | موضوع: | لینک ثابت |
 
X